|
به منظور تحقّقِ بخشي از وظايف پژوهشي دانشگاه تهران و با توجّه
به سهم اساسي مطالعات تاريخ علوم دورة اسلامي در ايجاد و
تقويت حس هويّت ديني و ملي و ضرورت ايفاي نقش بايستة ايران
اسلامي در شناساندن دستاوردهاي علمي دانشمندان دورة
اسلامي، بويژه مفاخر علمي ايران در تاريخ علم جهاني، و نيز
ياري به رفع پارهاي از نيازهاي پژوهشي و آموزشي كشور در
زمينه تاريخ علوم، پژوهشكدة تاريخ علم در دانشگاه
تهران تأسيس شده است. اهمّ وظايف پژوهشكده كه در مادّة 3
اساسنامة آن آمده، اينهاست:
1.
اجراي طرحهاي پژوهشي بنيادي در زمينة تاريخ علوم، شامل
علوم دقيق (رياضيات، نجوم، فيزيك و فناوري) و علوم طبيعي
(پزشكي، داروشناسي، زيستشناسي و كانيشناسي).
2.
برگزاري دورههاي آموزشي در مقطع كارشناسي ارشد و دكتري در
رشتة تاريخ علم به منظور تأمين نيروي انساني متخصّص براي
دانشگاهها و ساير مراكز علمي كشور.
3. ايجاد كتابخانه و مركز اسناد
تخصّصي تاريخ علم.
4. ايجاد ارتباط مطلوب و هماهنگ با
متخصّصان، مبتكران و پژوهشگران ايراني و خارجي.
5. برگزاري گردهماييهاي تخصّصي و
عمومي در زمينة تاريخ علم.
6.
نشر آثار مهم علمي دورة اسلامي و
همچنين نشر مجلّه و خبرنامة تاريخ علم.
7.
بهرهگيري از آخرين نتايج تحقيقات
و پيشرفتهاي مراكز تاريخ علم در كلية مراحل پژوهشي.
پژوهشكده براي تحقق و اجراي برخي از اين وظايف گامهايي برداشته و
به فضل الهي توفيقاتي هم داشته كه از آن ميان: تمهيد
مقدّمات برگزاري دورة آموزشي كارشناسي ارشد تاريخ علم در
چهار گرايش (رياضي، نجوم، فيزيك و فناوري، پزشكي و
داروشناسي)، ايجاد كتابخانهاي مشتمل بر كتابها و مجلاّت
بينالمللي در قلمرو تاريخ علم، فراهم آوردن و تكميل
دروههاي برخي از نشريّات تخصّصي تاريخ علم
(در حدّ امكانات موجود) و نشر مجلّة تخصّصي تاريخ علم
(با كسب مجوّز از وزارت ارشاد) است كه نخستين شمارة آن
اينك، پيش روي شما است.
اين نشريّه براي تحقق برخي از اهداف مندرج در اساسنامة پژوهشكده و
خاصّه بند 7 از مادّة 3 آن بنياد يافته و درصدد است تا جاي
خالي مجلّهاي تخصّصي و ادواري در حوزة تاريخ علم را در
ايران پركند.
به نظر ميرسد ضرورت اين اقدام روشن باشد، با اين حال متذكّر
ميگردد: هماكنون در ايران جز دو نشريّة فرهنگ
(متعلّق به پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي) و
آينة ميراث (متعلّق به مركز نشر ميراث مكتوب) كه
ويژهنامههايي به تاريخ علم اختصاص داده و منتشر كردهاند
و شماري مقالات مربوط به حوزة تاريخ علم كه در مجلات
گوناگون و به صورت پراكنده منتشر ميشود، نشريّهاي كه به
طور رسمي و تخصّصي متولّي اين مهم باشد، وجود ندارد؛ حتي ـ
اگر به خطا نرفته باشم ـ در جهان اسلام نيز نشريّهاي كه
به اين زمينه اختصاص داشته باشد، فعلاً انتشار نمييابد.
بدبختانه مجلّة تاريخ العلوم العربية (معهد التراث
العلمي العربي ـ جامعة حلب) نيز كه به صورت نامنظم منتشر
ميشد، چندي است كه در محاق تعطيل رفته است.
از سوي ديگر جايگاه بلند ايران در تاريخ علم دورة اسلامي و حتي
تاريخ علم جهاني تا بدانجاست كه اگر نشريّات تخصّصي
متعدّدي هم در اين حوزه به اداي دين و ايفاي وظيفه
بپردازند، همچنان سخنان ناگفته دربارة آثار و خدمات
دانشمندان بزرگ مسلمان، خاصّه ايران، در قلمرو علم بسيار
است و هنوز رسالههاي كوچك و بزرگ ارزشمند فراواني، نظير
رسالة گرانقدر عبدالرحمن صوفي (291-376ق) در هندسه،
در زواياي كتابخانهها در زير گرد فراموشي و بيعنايتي از
ديدگان اهل تحقيق پنهان مانده است. همچنين با وجود برخي
كتابهاي عام در زمينة تاريخ تمدّن اسلامي (نظير علم و
تمدّن در اسلام، علم در اسلام نوشتة دكتر حسين
نصر و ...) و بعضي تكنگاريها دربارة زندگي و آثار
دانشمندان ايران (مانند زندگينامه و آثار ابوالوفاي
بوزجاني، كاشانينامه، از تأليفات شادروان
ابوالقاسم قرباني و...) و كتابهاي معدود ديگري در
زمينههاي مختلف تاريخ علم (پزشكي، نجوم، رياضي، مهندسي و
فناوري ...) هنوز جاي تحقيقات دقيق و بنيادي خالي است؛ و
ضرورت دارد كه ضمن پژوهش در آثار دانشمندان مسلمان، بويژه
ايران، و تعيين ميزان ارزش علمي نظرات و يافتههاي آنان،
به تبيين علل و اسباب سياسي، اجتماعي، فرهنگي و رواني
شكوفايي و ركود علوم در جهان اسلام توجّه شود و مهمتر
آنكه دلايل لغزش و خطاي دانشمندان، به لحاظ مباني نظري و
روشهاي تحقيقاتي بررسي و تحليل گردد. اين نوع مطالعات،
افزون بر فوايد تاريخي، ميتواند در آموزش و پژوهش علوم
جديد در دانشگاهها و مراكز پژوهشي هم مفيد و مؤثّر افتد و
پژوهشگران را از لغزشها و خطاهاي مشابه بازدارد.
هدف از نشر اين مجلّه بر پاية آنچه در اساسنامة آن
آمده، تحقّق بخشيدن به چند مهم است: تمهيد زمينة مساعد
براي گسترش و ارتقاء كم و كيف مطالعات و تحقيقات در
رشتههاي مختلف تاريخ علوم و فنون اسلامي، از طريق نشر
نتايج اين تحقيقات؛ زيرا متأسّفانه رويكرد به مطالعه در
اين حوزه در ايران ناچيز است و تنها به شماري معدود از
محققان محدود ميگردد كه غالب آنان بر پاية علائق شخصي به
پژوهش در اين زمينه روي آوردهاند و بيآنكه در مراكز
خاصِّ اين مطالعات آموزش ديده باشند و يا با نهادهايي رسمي
ارتباط داشته باشند، به تحقيق و تأليف در اين قلمرو
ميپردازند؛ و هنوز برخي از دانشگاهيان و اهل تحقيق نيز
چنانكه بايد از اهميت و ضرورت و نتايج سودمند و مؤثّر
مطالعات در اين حوزه ناآگاه يا كماطلاعند. حتي بعضي از
اينان از سادهترين مطالب تاريخ علم بيخبرند. شايد به
دشواري بتوان اين را باور داشت كه استادي از دانشگاه، كه
هم علوم پايه خوانده و هم فلسفه، باور نميدارد كه مثلاً
مسلمانان در سدههاي نخستين از كرويّت زمين به خوبي آگاه
بودهاند و بالاتر از آن اينكه دانشمندي بزرگ چون ابوسعيد
سجزي (رياضيدان و منجم سدة چهارم) اسطرلابي ساخته بوده
مبتني بر فرض حركت زمين به گرد خود، كه ابوريحان بيروني
اين فرض را محتمل دانسته، هرچند اثباتش را مشكل يافته است.
اما اين بيعنايتي يا قصور در مطالعات و تحقيق در زمينة تاريخ علم،
ظاهراً خاصّ ايران و جهان اسلام نبوده است. كالين رنان نيز
در مقدّمة كتابش تاريخ علم كمبريج (چاپ 1984) از
اين بيتوجهي شكايت دارد:
« آنچه كه محتواي كتب تاريخ را تشكيل ميدهد،
اساساً موفقيت انسان در به بند كشيدن انسانهاي ديگر است،
نه كاميابي او در دريدن رداي جهل و خرافه. هيچ تاريخ
سادهاي در مورد دستاوردهاي علمي انسان به زبان انگليسي
وجود ندارد، گرچه دربارة مبارزات او براي تسلّط يافتن بر
ديگران فراوان نوشتهاند.»
با عنايت به همين قصور و بيتوجّهي، ديگر هدف بسيار مهم اين نشريّه
رخ مينمايد و آن جلب نظر و توجّه دانشگاهيان و اهل تحقيق،
خاصّه پژوهشگران جوان و دانشجويان رشتههاي علوم پايه،
فني، مهندسي، فلسفه و تاريخ، به اين زمينه از مطالعات
ميانرشتهاي است. بنابراين، بايد در حد توان و امكانات
كوشيد و بيعنايتيها و كوتاهيهايي را كه شاهد و ناظر
بودهايم، جبران كنيم. اين نشريّه اميدوار است كه بتواند
با ياري جستن از همة پژوهشگران علاقهمند به مطالعه و
تحقيق در تاريخ علوم و فنون دورة اسلامي، به اين مهم جامة
عمل بپوشاند؛ پس با همين هدف و اميد، در همين جا، صلاي
عام درميدهد كه صفحات مجلّة تاريخ علم بر روي
مقالات علمي پژوهشي همة دانشمندان و محقّقان اين حوزه
گشوده است و مسؤولان اين نشريّه آمادهاند كه با شكيبايي
تمام همة دشواريهاي طبع و نشر چنين مجلّهاي را بر دوش
گيرند.
دشواريهاي نشر مجلّهاي علمي و تخصّصي بر اهل تحقيق و اصحاب قلم
پوشيده نيست، خاصّه در حوزهاي كه شمار متخصّصان آن در
ايران، بر پاية دلايل و قرائن موجود، احتمالاً به سي چهل
تن ميرسد و از اين شمار معدود هم تنها عدهاي معدودتر
عملاً اهل پژوهش و نگارش و تأليفاند. از اين رو، فراخوان
براي مقالات تخصّصي غالباً بيپاسخ ميماند، يا به ندرت
مقالاتي به دست ميرسد كه از غربال داوري و ارزيابي داوران
و هيأت تحريريه و مشاوران علمي مجلّه بگذرد و اجازه نشر
يابد؛
و اين خود دشوارترين عَقَبه از عَقَبات مراحل نشر هر مجلّة
علمي تخصصي است: خواستن مقاله با الحاح و اصرار از محقّقان
و آنگاه مردود شمرده شدن آن از سوي داوران. اين مرحله براي
مسؤولان مجله (مدير، سردبير و هيأت تحريريه، بويژه سردبير)
بيشباهت به مرحلة گذر مرغان از وادي حيرت به سوي قاف
نيست:
هر نفس اينجا چو تيغي با شدت هر دمي اينجا
دريغي با شدت
درافتادن به وادي تشوير از صاحبان مقالات مردود، و خوف از تعويق
نشر مجلّه در تاريخ موعود. اما اميد است با شروع دورة
آموزشي در پژوهشكده و اجراي طرحهاي پژوهشي و تدوين
پاياننامههاي تحصيلي در قلمرو تاريخ علم به راهنمايي
استادان متخصّص در اين رشته، بستري مساعد براي دستيابي به
مقالات بيشتر با كيفيتي بالاتر فراهم آيد.
|