جمهوری اسلامی ایران                                         وزارت علوم، تحقیقات و فناوری
 

Institute of History of Science

(Tehran University)

 

   
   

درباره پژوهشکده ׀ آموزش ׀ پژوهش ׀ نشریه تاریخ علم ׀ فراپیوندها ׀ تماس با ما ׀ جستجو

Page to English

 

 

تاريخ علم >> شماره دوم (خلاصه مقالات)

تکوین و تطور شيوه‌هاي تفکر در نخستین سده‌هاي اسلامی

سيد احمد هاشمي

مقاله حاضر جستاری است در معرفت‌شناسی اندیشه دوره اسلامی. این جستار درصدد بررسی محتوای میراث فکری دوره اسلامی نیست، بلکه ساختار عقلانیتِ پدیدآورنده این میراث را می‌کاود؛ و بدين نتيجه مي‌رسد كه اين عقلانيت، عقلانيتي تماماً عربي نيست، بلكه برخي از مؤلفه‌هاي سازندة آن عربي و برخي ديگر غير عربي است. بعلاوه حتي در شكل‌گيري مؤلفه‌هاي عربي آن نيز ويژگي‌هاي فرهنگ‌هاي غيرعربي مؤثر بوده است.


محاسبة رايانه‌اي بهترين كبيسه‌بندي در گاهشماري هجري شمسي

موسي اكرمي

طول سال حقيقيِ خورشيدي با عوامل گوناگوني تغيير مي‌كند به گونه‌اي كه محاسبة دقيق آن براي هر سال بسيار دشوار است. از اين رو به نظر نگارنده، تقويم‌نگاري خورشيدي بايد بر اساس طول سال متوسط خورشيدي بنا گردد. اين طول سال متوسط خود يك عدد صحيح نيست (24219879/365 روز). از اين رو در تقويم‌نگاري خورشيدي بايد كبيسه‌گيري خاصي منظور گردد تا انطباق هرچه بيشتري ميان طول سال تقويمي و طول سال طبيعي پديد آيد. مطابق قانون مصوب 1304 ش مجلس شوراي ملي، گاهشماري كنوني ايراني يك گاهشماري خورشيدي است. اما قانون دربارة طول سال خورشيدي و چگونگي كبيسه‌گيري سكوت كرده است و اين امر موجب اختلاف بسيار ميان تقويم‌نگاران كشور شده است.

نگارنده با اعتقاد به لزوم پذيرش طول سال متوسط خورشيدي كوشيده است با محاسبة رايانه‌اي بهترين كبيسه‌بندي را در دوره يا دوره‌هاي مناسب به دست آورد. برپایه اين محاسبات دورة 2820 سالي، با كبيسه‌بندي ويژه، بهترين دورة ممكن براي هر گاهشماري خورشيدي مطلوب، از جمله گاهشماري كنوني ايراني، است به گونه‌اي كه با اين دوره و كبيسه‌بندي ويژة آن دقيق‌ترين تقويم ممكن به دست مي‌آيد، و، تصويب قانوني آن مي‌تواند به اختلاف موجود ميان تقويم‌نگاران پايان دهد.


نقدي بر دورة 2820 سالي در گاهشماري هجري شمسي

رضا عبداللهي

دوره‌ها ركن ركين گاه‌شماريهاي ايراني از آغاز تا به امروز بوده است. در دوران هخامنشيان گاه‌شماري شمسي ـ قمري با دورة 19ساله به كار مي‌رفته است. سلوكيان گاه‌شماري شمسي‌ ـ قمري با دورة 25 ساله را به كار مي‌بردند. اشكانيان در آغاز همان شيوة سلوكيان را ادامه دادند، ولي به زودي با مبدأ مستقلي كه از شروع سلطنت سلسلة خود تأسيس كردند گاه‌شماري شمسي را رسميت دادند. در دورة ساسانيان گاه‌شماري دورة اشكانيان به دو صورت عرفي و وهيژكي (بهيزک) متداول گرديد.

 دورة برقراري كبيسه در هر 120 سال در دورة ساسانيان موضوع مطالعات بسياري از محققان ايراني و شرق‌شناسان شده است.كبيسة مضاعفي كه در سال 461م در دوران سلطنت فيروز (459-484 م) پسر يزدگرد دوم در گاه‌شماري وهيژكي برگزار شده است، نزديك به 600 سال يعني تا تأسيس مبدأ گاه‌شماري جلالي نقطة عطف محاسبات برقراري كبيسه در گاه‌شماريهاي ايراني در ايران و حتي ساير مناطق در قلمرو اسلامي بوده است. شيوة برگزاري كبيسه در گاه‌شماري جلالي يكي از افتخاراتي است كه منجمان و رياضي‌دانان ايراني نزديك به هزار سال پيش به آن دست يافته‌اند. متأسفانه هيچ‌گاه و حتي در دوران معاصر براي كاربرد دوره‌هاي برقراري كبيسه و بسياري ديگر از ارکان اصلي گاه‌شماري محمل قانوني لازم تدارك ديده نشده است. تاريخ و سنتهاي ملي ديرپاي مردم قوي‌تر از هر محمل قانوني كاستي‌ها را تا حدي جبران نموده است. دورة 2820 سالي از ابداعات اخير است، امّا دقت عمل و كارايي دورة 128 سالي را كه ردپاي آن از سالها پيش در زيجها و اسناد معتبر موجود است و كبيسه‌هاي گاه‌شماري هجري شمسي در پنجاه سال اخير با آن تطبيق مي‌شود، ندارد.


بررسي و تحليل مقدماتي ترجمة فارسي زيج شُستَكَه

محمد باقري

مقالة حاضر حاوي ويرايشي از ترجمة فارسي زيج شُستَكَه است كه حسين بن موسي هرمزي، اخترشناس ايراني، آن را در حدود 10 قرن پيش به عربي نگاشته است. اين رسالة كوتاه برخلاف عموم زيجها، شامل جدولهاي مفصل نجومي نيست و تنها دو جدول نسبتاً مختصر دارد كه به محاسبة اجتماع و استقبال ماه و خورشيد و به رؤيت هلال ماه مربوط مي‌شود. روش هرمزي براي محاسبة طول دايرة البروجي ماه و خورشيد و سيارات مبتني بر استفاده از تقويمهاي نجومي چهار سال اخير نسبت به سال مورد نظر است. هرمزي عملاً از دورة تناوب هاي شناخته شدة هر جرم سماوي براي تعيين طول سماوي آن استفاده مي‌كند. در پايانِ ويرايشِ ترجمة فارسي زيج شستكه، تحليل مقدماتي روشهاي هرمزي و نيزتصوير يك نسخة خطي عربي بسيار كهن آمده است.


سير هندسه اقليدسي از اقليدس تا شيخ الرئيس بوعلي سينا

عبدالله انوار

كتاب اصول اقليدس با دو ترجمه، معروف به‌هاروني و مأموني، مشتمل بر سيزده مقاله در دورة نهضت ترجمه وارد فرهنگ اسلامي شد؛ اما هندسة موجود در منابع اسلامي، دو مقالة ديگر از ايسقلاوس را نيز دربردارد. بوعلي نيز در نگارش هندسة شفا با اصل قرار دادن همين پانزده مقاله، به ارائة استدلال هاي خويش پرداخته است.

در اين مقاله، براي آشنايي با نحوة استدلال بوعلي سينا، قضيه تقسيم خط به نسبت ذات وسط و طرفين عرضه و تبيين مي‌شود.


رساله‌اي در استدلال بر روش ضرب و تقسيم شصتگاني

منسوب به شرف الدين طوسي (متوفي 610 ق)

فاطمه سوادي

حساب شصتگاني که از ارکان حساب دورة اسلامي به شمار مي‌رود، علاوه بر محاسبات نجومي، در محاسبات دقيق، مانند به دست آوردن جذر و کعبِ اعداد صحيحِ غير شصتگاني نيز کاربرد داشته است؛ و رياضيدانان مسلمان، پيش از ابداع و رواج کسرهاي اعشاري، براي نمايش قسمت کسري اعداد از کسرهاي شصتگاني بهره مي‌جستند.

نظام عددنويسي و حساب شصتگاني سابقه‌اي بس طولاني در تاريخ رياضيات دارد. سومري‌ها در حدود 2000 ق.م اين نظام عدد نويسي را ابداع كردند و حساب مبتني بر آن را گسترش دادند.

حساب شصتگاني متشکل از چهار عمل اصلي و استخراج جذر و کعبِ اعداد شصتگاني است. رسالة مورد بررسي در اين مقاله -که منسوب به شرف‌الدين طوسي، رياضيدان بزرگ ايراني است- دربرگيرندة استدلال بر روش ضرب و تقسيم شصتگاني، برمبناي تناسب است.


تاريخ شناخت دستگاه گردش خون و بيماري‌هاي آن:

از آغاز تا پايان عصر جالينوس

محمد دانش پژوه

نوشته‌هاي تاريخ عمومي پزشكي به زبان فارسي، به صورت ترجمه يا تأليف در كشور ما سابقه كهن دارد ولي تاريخ رشته هاي تخصصي پزشكي كمتر مورد توجه بوده است. هدف اين مقاله آن است كه كوره راهي را در يكي از اين زمينه‌ها باز كند و انگيزه پژوهش در جوانان صاحب انديشه را فراهم آورد.

از زماني كه آدمي سخن آغاز كرد و خرد ورزيد، از «قلب» خود نيز سخن گفت، اما نمي‌دانست كه اين عنصر چه نقشي دارد و بيماريهاي آن كدام است. در طول قرون گذشته، آراء مطرح شده در اين‌باره جز پاره‌اي خيال‌پردازي و نشاني‌هاي نادرست و عللي دور از حقيقت، نبود و آگاهي متكي بر علم كمتر در ميان بود.

در پزشكي بابلي، آشوري و مصري اشاره هاي غير مستقيم به سكته قلبي و حتي آندوكارديت باكتريائي شده است. مصريان و به ويژه چينيان به شرح نبض‌شناسي پرداختند، كه از اولين نشانه‌هاي فيزيكي شناخته شدة بيماري قلبي است. در آثار بقراط از تشريح ماهيچه و دريچه هاي قلب سخن رفته است ولي به نظر وي در سرخرگ، خون جاري نيست.

ارسطو از نخستين كساني بود كه به تشريح «حيوان» پرداخت و از حركت موجي خون ياد كرد. پس از ميلاد مسيح و در دوران روميان اشاراتي به برخي از نشانه‌هاي بيماري قلبي ديده مي‌شود كه در پزشكي جديد با شناخت پيشرفته بيماري‌ها مي‌توان با پس‌نگري علت بيماري‌ها را در آن دوره بازشناخت. جالينوس در قرن دوم ميلادي، همچنان بر داده هاي تشريحي اتكا مي‌كرد و در شناخت فيزيولوژي گردش خون به بيراهه رفت.


نقدي بر تصحيح كتاب فردوس الحكمة:

كهنترين درسنامة پزشكي

سيد حسين رضوي برقعي

فردوس الحكمة تأليف علي بن ربن طبري (تأليف در دهة سوم سدة سوم هجري) را شايد بتوان قديمي ترين پزشكي نامة عربي نگاشتِ تمدّن اسلامي دانست. در اين كتاب جز پزشكي اشاره‌هايي به مباحث فلسفي، زيست شناسي، زمين شناسي، ستاره شناسي، گياه‌شناسي نيز وجود دارد. اين مقاله،‌ برگزيده‌اي از پژوهشهاي نگارنده در زمينه فردوس الحكمة است كه فرا روي خوانندگان قرار مي‌گيرد.

نام علي بن ربن طبري و شاهكارش فردوس الحكمة از روزگار وي تا به امروز پيوسته در منابع و متون تاريخي و علمي معتبر بسيار به چشم مي خورد، از جمله: الحاوي في الطب و كُنّاش فاخر محمّدِ زكرياي رازي، الابنية عن حقائق الادوية موفق الدين هروي،‌ الفهرست ابن نديم،‌ الصيدنة في الطب ابوريحان بيروني، الوصلة الي الحبيب في الطيبات و الطيب ابن عديم،‌ بستان الاطباء و روضة الالبّاء ابن مطران، جيب العروس محمد بن احمد بن سعيد تميمي، مروج الذهب مسعودي، الجامع لمفردات الاغذية و الادوية ابن بيطار،‌ عيون الانباء في طبقات الاطباء ابن ابي اصيبعه،‌ تاريخ الحكماء قفطي، تقويم الصحة ابن بطلان، معجم الادباء ياقوت حموي و نزهة الارواح و روضة الافراح شهرزوري. چنانكه برخي با توجه به بهره‌گيري مؤلف از دانش پزشكي دانشمندان يونان، هند و حوزة تمدن اسلامي از جمله ‌ايران كه مشاهدات شخصي و آزموده‌هاي باليني و تجربي خود را نيز بدان افزوده، آن را دايرة المعارف هم ناميده‌اند. با اين همه، بسياري از زواياي زندگي او كماكان ناشناخته است و هرچه هست بيشتر بر بُنيان همان يادكردهاي خود او در آثارش و به ويژه در فردوس الحكمة است.

خانواده‌اش به علم و فضل در خراسان و عراق شهره بوده‌اند (انزابي نژاد، ص 545). پدرش به نوشتة خود او در آغاز كتاب، پزشكي آموخته بوده و به شهر مرو پيشة دبيري داشته است (طبري، ص 1). سزگين او را دانشمندي سرياني و مسيحي مذهب يادكرده كه در فلسفه نيز دستي داشته است (ص 310) و زبان سرياني، پزشكي و دبيري را خود به فرزندش، علي آموخت.

تاريخ و مكان تولد علي بن ربن طبري مشخص نيست. پس از شكست مازيار بن قارن كه طبري دبيري او را بر عهده داشته، به سال‌هاي پس از 224 تا 227 ق بر حسب اقوال مختلف، به سامرّاي عراق كوچ كرده و در همانجا به متوكل، خليفه عباسي  (232ـ 247 ق)، پيوسته است؛ البته در كتاب خود اشاره‌اي نيز دارد به اقامت خود در ري و از فرزند دوست زرگر پيشة خود ياد مي‌كند(طبري، ص 535).

به نوشتة خود وي در آغاز كتاب، به سال سوم خلافت متوكل (234 ق) تأليف فردوس الحكمة را در شهر سُرّ من راي (كه پايگاه خليفه بوده) به پايان برده است، اما برخي از پژوهشگران چون براون (ص 72) سال تأليف آن را در 236 ق ذكر كرده‌اند. با اين همه، ذكر اين مطلب لازم است كه طبري در جاي ديگر كتاب (ص 25) از زلزلة طبرستان در سال 242 ق ياد كرده است كه ابن اثير (ج 7، ص 81) و ابن عبري (ص 198) هم به آن اشاره كرده‌اند. اگر اين سخن دلالت بر حضور او در طبرستان داشته باشد، مي‌توان به تحرير ديگري از فردوس الحكمة در 242 ق پي برد. او معاصر يوحنا بن ماسويه (م 243 ق) و حنين بن اسحاق (194ـ264 ق) بوده و از هردو، ذيل منابع تأليف كتاب يادكرده است.

وجود عبارات «انشاء اللّه» و «باذن اللّه» كه بيش از يك صد بار در متن، به ويژه پس از تجويز داروها آمده، مي‌تواند حاكي از گروش طبري به اسلام باشد؛ به علاوه وي در يك جا از نماز خواندن خود و پدرش ياد مي‌كند(طبري،‌ ص 518) كه ظاهراً مورد توجه پژوهشگران خاصّه سزگين قرار نگرفته است، زيرا او با اينكه در يك جا مي‌گويد كه طبري به سال 240 ق به اسلام گرويده است، ولي در جاي ديگر مي‌نويسد: در فردوس‌الحكمة هيچ اثري از اعتقاد طبري به اسلام ديده نمي‌شود (ص 311). خوانندگان پژوهنده براي آگاهي از زندگينامه و ديگر آثار علي بن ربن طبري به تاريخ نگارش‌هاي عربي فؤاد سزگين (ص 310ـ316) و ذيل ابن ربن طبري در دايرة المعارف بزرگ اسلامي (ج 3، ص 545ـ546) مراجعه نمايند. يادآور مي‌شود كه افزون بر آنچه در منابع از آثار طبري ياد شده، نگارنده به دو اثر ديگر از او برخورد كرده كه در برخي از فهارس از آنها ياد شده است: يكي كتاب البرهان كه كوركيس عوّاد در فهرست اصول العربية للدراسات السريانية از آن ياد كرده و نسخه‌اي از آن در كتابخانه باسل حلب موجود است (ج1، ص307) و ديگري كتاب الرقي كه در معجم المؤلفين، ذيل نام علي بن ربن طبري (ج 7، ص 103) از آن ياد شده است. 

 


Google: Yahoo: MSN:

Page to English

درباره پژوهشکده ׀ آموزش ׀ پژوهش ׀ نشریه تاریخ علم ׀ فراپیوندها ׀ تماس با ما

copyright 2005 © by: Institute of history of science (Tehran University)

All Rights Rserved

Designed by: S.M.Mozaffari